حرف هایی که بر شاخه درختان آویزان کردم و باد آن ها را چید و به دریا ریخت باران بر دست های پینه زمین زخم می کاشت نه وزنی بود و نه آهنگی که در گوش شب لالایی بخواند در زمان نگاهی بی تاب سهمش بود سکه ای تنها روی دیوار شب قل می خوردFortsättFortsätt läsa ”از شعر سال ها است دور شده ام”
Kategoriarkiv: dikt
Tisdagsintervju med Leon Jaskoviak Åstrand
Hej på er! Här har ni en färsk tisdagsintervju med den 20-åriga poeten Leon Jaskoviak Åstrand som är aktuell med debutdiktsamlingen Natten har öppnat mina ögon (Trombone). Grattis till din debutdiktsamling, Leon! Hur lång tid tog det att skriva Natten har öppnat mina ögon från första tanken tills den blev färdig? Och vad har varitFortsättFortsätt läsa ”Tisdagsintervju med Leon Jaskoviak Åstrand”
شعر و موسیقی
شغیعی کد کنی در کتاب موسیقی شعر به رابطه این دو ابزار هنری صدایی و بیان هجو و خلق فضایی فرا تر از شعر در باغ پنجره های عشق و شادی موسیقی کلام شادی در میان گلدان های کنار پنجره های عشق؛ موسیقی به گره گشایی زبان، به واکاوی نت ها و ریشه آرام صداهایFortsättFortsätt läsa ”شعر و موسیقی”
آیا برامس را دوست دارید؟
یک شب ، یک سمفونی چون که پاییز است ، برگ ریزان است، ماه پنهان است، مهی وهم انگیز کوچه وگذرگاهها را فرا گرفته ، و بدان سبب که آرام آرام خلوت گزینی بیش از پیش فریضه می شود، موسیقی این زیباترین همدم، این مونس تنهائی، این نوای پنهان زبانهای درونی به سرای دل درمی کوبدFortsättFortsätt läsa ”آیا برامس را دوست دارید؟”
Titta på ”سرودهایی با صدای«حمید اشرف» معروف به چریک افسانه ای” på YouTube
هیچ
Ursprungligen publicerad på دفتر بهار:
دنیا در تاریکی فرو رفته است برای روشنایی کلیدی نیست همه جا خاموش است روز است اما مثل شب تاریک است خبرها جنگ است بیماری دیگری در راه است نفرت عشق است دنیا ناگهانی مرده است استکهلم 2014
گاه نامه
به این باغ اگر حسین گذر کند ببیند که چگونه اسب سیاهش شیهه کشید و دو دست اسب که زره نام داشت، احساس خطر کرد و از حسین خواست که از اسب پیاده شود اما دریغ حسین کور و کر بود و یزید بگفت آب و هلاک شدند. حالا انسانی گذرش نیست تا بفشارد انارFortsättFortsätt läsa ”گاه نامه”
